تبليغاتX
گشت ارشاد! - نذری!


گشت ارشاد!

قبلا اسمش" سنگ صبور تنها" بوده.

                  

خواهر امام  سه تا 100!!!

این جمله تو رشت مثل یه ضرب المثل رایج شده."خواهر امام"محله ی سمساری ها و ارزون فروشی های رشته.طوری که وقتی یکی  یه چیز رو گرون تر از قیمت واقعیش می خری بقیه واسه حال گیری  این جمله رو بهش می گن!یعنی تو محله ی "خواهر امام", سه تا ازونا رو 100تومن می فروشن!!

اما تو این محله ی ارزون قیمت,یه چیزی هست که از همه ی گنجای دنیا با ارزش تره...کسی که گذاشتن اسمش رو این محله پارادوکس غریبی ایجاد کرده.کسی که خواهر یه  امامه.

این جا مقبره ی خانومی به نام "فاطمه اخری(س) " خواهر امام رضا (ع) هست.اما چیزی که باعث شده از ایشون تو وبم بنویسم,یه نذره!فناوری اطلاعات و IT  و دنیای مدرنه دیگه!ندری به جای آش و شعله زرد,پست می دم!برا سیر کردن روح آدمی.برای شناسوندن این گوهر بی بدیل به کسایی که خیلیاشون تو چند قدمیش زندگی می کنن اما بهش سر نمی زنن تا از ناب وجودش لبریز بشن.

جاتون خالی امسال که مشهد بودم جلوی حرم امام رضا مثل همیشه غلغله بود .هل دادنا,جیغای گاه و بی گاه زن ها,روسری هایی که میافتاد و موهایی که پریشون می شد...انگار که لمس پنجره های ضریح,امضای سند قضای حاجاتشونه!غافل از اینکه صاحب این خونه  تو زندون ضریح نیست...تو معبد دل های  حاجتمند خودشونه... .

حالا این جا,صد ها کیلومتر دورتر ,تو یه بقعه ی ساکت و آروم,خواهر همون مهربون,آروم گرفته و مثل برادر عزیزش بزرگوارانه  آرزو های زوارشو برآورده می کنه.این جا نه کسی کسی رو هل می ده  و نه کسی جیغ می زنه.اما فرقی که با امام زاده های دیگه داره,اون گلدون فلزی معروفشه!

یه گدون قدیمی که جلوی قسمت داخلی درب ورودی خانوما ,از سقف آویزونه.می گن اگه زیر این گلدون واستی و حاجت بخوای,بهت می ده.البته می دونم که این جا هم نباید اسیر بت های فلزی شد.اما فکر می کنم این گلدون یه نماده.واسه نشون دادن تعداد زیاد آدمایی که حاجت می گیرن.واسه تجدید عهد و ایمان.واسه آروم شدن  دل های کوچیکی که صبر و طاقت ندارن و می خوان مطمئن شن که حاجتشونو می گیرن(مثه من)

می دونین...حتی اگه نمی خواین زیر این گلدون دعا کنین باز هم بهتره یه چند دقیقه ای یه گوشه بشینین و کسایی که زیرش وا میستن رو نگاه کنین.

اعجاز زیباییه.یه پولی می گیری دستت و زیر گلدون رو به قبله  می ایستی.خواسته ی دلتو می گی و یه حمد و توحید می خونی.اگه روا شدن حاجتت صلاح باشه,بی اختیار شروع می کنی به چرخیدن.اگه طرف حرم چرخیدی خواهر امام حاجتو می ده و اگه طرف چپ چرخیدی,برادر مهربونش..همون که فرسنگ ها دورتر جلوی حرمش محشری بر پاست!خیلی قشنگه.شاید از هر 10نفری که  می ایستن,حد اقل 8تاشون می چرخن.بعضی ها به حدی سریع می چرخن که دل آدم می لرزه.برای رفتن زیر این گلدون لازم نیست تو صف بمونی.شلوغ ترین روزها حد اکثر ممکنه 10دقیقه منتظر بمونی.این حاجت دادن بانوی حرم,برای زوار همیشگیش خیلی عادیه و مجبور نیستی موقع دعا کردن حواست به این باشه که زیر نظری و اگه نچرخیدی ضایع می شی و ...!!!فقط ممکنه تازه واردا(مثل من و دختر خاله مو هم خونه ای هاش که قرار گذاشتیم هر جمعه بریم اونجا) نگاهت کنن!پس دل بده به صاحب حرم و به خدای مهربونش و دعا کن...

جالب تر از همه اینکه این امکان فقط برای خانوماست(!!!!)و آقایون نمی تونن بیان و زیر این گلدون دعا کنن!اما مطمئنم اونا هم از وجود مقدسش لطف ها دیدن که کرور کرور واسه زیارتش میان.داخل ضریح بیشتر از هر اما زاده ی دیگه ای دیدم پول ریخته شده.

اگه خواستین برین,بهتره صبح جمعه باشه.جدا از ثواب زیادش,این موقع هم خلوته و هم حیاط مسجد پره از کبوتر و یاکریم.موجودات قشنگی که دیگه حضورشون تو مساجد داره مختص می شه به داستان های قدیمی.و برای  من,دختر قرن بیست و یکم,که دل تنگ مساجد کهنم,با همون شبستان ها و شمع ها و کبوترهای هرگز ندیده,این حرم,هرچند که سالهاست اسیر داربست و مصالح ساختمونیه,تداعی کننده ی اون فضای ناب آسمونیه.

بانوی مهربونم...ممنون که به سمت خودت...به سمت عشق و عرفانت ,گردوندیم.

نذرم خرد و نیازم عظیم بود.با نظر لطفت نوازشم کن...دوستت دارم.

                         goldun

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن۱:دقت کردین چه قدر تند تند آپ می کنم؟!!!

پ.ن۲:دوست ندارم صرفا موقع نیاز به مقدسات پناه ببرم و فقط ازشون بخوام نیازمو پاسخ بگن.دینم قشنگتر ازین چیزاست.واسه من زیارت این بانو بیشتر برای آرامش دلم اهمیت داره.

 

                       zarih 

 

 

                      

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:5 توسط آرزو| |


Design By : Night Skin