گشت ارشاد!
قبلا اسمش" سنگ صبور تنها" بوده.
با عرض پوزش از خواننده های عزیز وبلاگم : این پست تا اطلاع ثانوی غیر قابل خواندن می باشد! (این پستو هدیه می کنم به مادر مهربونم که بعد از خوندن این متن چشمای قشنگش بارونی شد) پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟ مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت:نمی دانم عزیزم ؛نمیدانم. پسرک نزد پدرش رفت و گفت:بابا،چرا مامان همیشه گریه میکنه؟ پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید این بود:همه ی زنها گریه می کنند ،بی هیچ دلیلی. پسرک متعجب شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود.یکبار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند.از خدا پرسید :خدایا چرا زنها این قدر گریه میکنن؟ خدا جواب داد:من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام،به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند.به دستانش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند ،او به کار ادامه دهد.به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد،حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد،از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد. و به او اشکی داده ام...این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشت اشک بریزد و از بار غم هایش بکاهد............... .
| Design By : Night Skin |

